صنعت گردشگری، بهعنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد جهانی، همواره از مهمترین حوزههای اشتغال زنان به شمار میرود. با این حال، پارادوکسی چشمگیر در این صنعت وجود دارد: تمرکز گسترده زنان در نقشهای اجرایی و عملیاتی در برابر غیبت محسوس آنان در سطوح عالی تصمیمگیری و رهبری.
گزارش مؤسسه برابری جنسیتی اروپا (EIGE) نشان میدهد که با وجود سهم بالای زنان در نیروی کار گردشگری، حضور آنان در مناصب مدیریتی همچنان ناچیز است. این وضعیت، بازتابی از ساختارها و فرهنگهای سازمانی مردانه است که تاکنون نتوانستهاند از توانمندی زنان بهره کافی ببرند.
همچنین پژوهشهای منتشرشده در SpringerLink نیز بر وجود پیوند مستقیم میان تنوع جنسیتی در رهبری و عملکرد مالی مطلوب شرکتها تأکید دارند.
در دنیای امروز، ضرورت حضور متوازن زنان و مردان در مدیریت گردشگری تنها یک مسئله اجتماعی نیست، بلکه به عامل کلیدی در ارتقای رقابتپذیری، کیفیت خدمات و پایداری صنعت تبدیل شده است. تیمهای مدیریتی متنوع، دیدگاهها و تجربیات گستردهتری را وارد فرآیند تصمیمگیری میکنند و قادرند خدماتی ارائه دهند که با نیازهای گروههای مختلف، بهویژه زنان – بهعنوان تصمیمگیرندگان اصلی سفر – سازگارتر باشد.
مسافران امروز بیش از گذشته به ارزشهای اجتماعی مانند برابری و تنوع اهمیت میدهند. ازاینرو، تعهد به برابری جنسیتی میتواند بهعنوان مزیتی رقابتی برای مقاصد و برندهای گردشگری شناخته شود. برابری جنسیتی از ارکان اساسی توسعه پایدار است. در صنعتی که پیوند نزدیکی با جوامع محلی دارد، توانمندسازی زنان و حضور آنان در جایگاههای تصمیمگیری به بهرهبرداری مؤثرتر از سرمایه انسانی و فرهنگی منجر شده و پایداری بلندمدت این صنعت را تضمین میکند.
با وجود شواهد روشن درباره مزایای رهبری متوازن، موانعی چون ساعات کاری نامنظم، فرهنگهای سازمانی مردانه و تعصبات ناخودآگاه همچنان سد راه پیشرفت زنان در مدیریت گردشگری هستند.
در نهایت، تجربه جهانی نشان میدهد که مدیریت تکجنسیتی در گردشگری دیگر پاسخگوی نیازهای متنوع و پیچیده دنیای امروز نیست. صنعت گردشگری برای بقا و رشد، ناگزیر از پذیرش الگوی رهبری متوازن و مشارکت واقعی زنان و مردان در تصمیمسازیهای کلیدی است.
✍🏻 دلارام آریایی پناه ـ فعال گردشگری و هتلداری







