روز ملی بومگردی، فرصت هم اندیشی و گذر از بحران

روز ملی بومگردی، فرصت هم اندیشی و گذر از بحران

صنعت گردشگری ایران در سال‌های اخیر شاهد رویش پدیده‌ای بوده است که بیش از هر بخش دیگری، ریشه در خاک و هویت این مرز و بوم دارد. در حالی که تقویم گردشگری ما سال‌ها تحت تأثیر مناسبت‌های جهانی بود، یک ابتکار تاریخی در سال ۱۴۰۳، توازنی نو ایجاد کرد. ۳۱ اردیبهشت ماه، روزی است که با تلاش‌های محمد جهانشاهی، همکاری معاونت گردشگری و تشکل ملی اقامتگاه‌های بوم‌گردی کشور، به عنوان «روز ملی بوم‌گردی» در تقویم رسمی کشور ثبت شد تا برای نخستین بار، جریانی از دل اکوسیستم داخلی گردشگری ایران رسمیت پیدا کند. امسال، در حالی به استقبال دومین سالگرد این مناسبت می‌رویم که بوم‌گردی‌ها نه تنها به عنوان یک واحد اقامتی، بلکه به عنوان «رنگین‌کمان فرهنگی ایران» شناخته می‌شوند؛ جریانی که از دل روستاها جوشیده و حالا در میانه سایه سنگین جنگ و بحران‌های اقتصادی، به دنبال راهی برای استمرار و حیات است.

۱. بوم‌گردی؛ یگانه فرزندِ بومیِ گردشگری

محمد جهانشاهی، معمار ثبت این روز در تقویم ملی، معتقد است که بوم‌گردی تنها بخش از صنعت گردشگری ایران است که صاحب یک روز اختصاصی و کاملاً ایرانی شده است. در حالی که روز جهانی گردشگری (۲۷ سپتامبر) و روز راهنمایان (۲۱ فوریه) بر اساس تقویم‌های بین‌المللی گرامی داشته می‌شوند، روز ملی بوم‌گردی برآمده از ارزش‌های درونی این مرز و بوم است. جهانشاهی گفت: این مناسبت نشان‌دهنده آن است که بوم‌گردی فراتر از یک مدل کسب‌وکار، به عنوان یک ارزش عالی در صنعت گردشگری ایران نمود یافته است. امروزه نزدیک به ۴۰۰۰ اقامتگاه بوم‌گردی در سراسر کشور فعالیت می‌کنند که بیش از ۸۰ درصد آن‌ها در مناطق روستایی و نقاط دورافتاده مستقر هستند. در یک دهه گذشته، بوم‌گردی‌ها توانسته‌اند پیوندی بی‌نظیر میان جامعه مدرن شهری و ریشه‌های اصیل روستایی برقرار کنند و علی‌رغم برخی انحرافات ماهیتی، همچنان به عنوان ایرانی‌ترین بخش گردشگری شناخته می‌شوند.

۲. از شکوه کرمان تا راهبرد جهانی در شاهرود

یاور عبیری، رئیس جامعه بوم‌گردی ایران، با نگاهی به مسیر طی شده، از تجربه موفق دوره نخست در استان کرمان یاد می‌کند. رویدادی که با مشارکت حداکثری و شکوهی بی‌نظیر برگزار شد و توانست پتانسیل‌های این صنف را به رخ بکشد. امسال اما، به دلیل شرایط خاص کشور و محدودیت‌های زمانی، دومین دوره این رویداد در تهران و سمنان (شاهرود) پیگیری می‌شود. انتخاب شاهرود یک انتخاب نمادین نیست؛ بلکه یک راهبرد دیپلماتیک است. حضور نزدیک به ۲۵۰ مدیر بوم‌گردی در روستای «قلعه‌بالا»، هدفی بزرگتر یعنی «ثبت جهانی» این روستا را دنبال می‌کند. ابیری تأکید دارد که بازخوردهای رسانه‌ای و محتوایی که از این تجمع ملی در فضای مجازی منتشر می‌شود، سندی محکم برای سازمان جهانی گردشگری خواهد بود تا اصالت و ظرفیت‌های قلعه‌بالا را به رسمیت بشناسد. در واقع، این جشنواره‌ها به مثابه اهرمی برای ارتقای رتبه بین‌المللی گردشگری روستایی ایران عمل می‌کنند.

۳. نجابت در روزهای سخت؛ پناهگاهی به وسعت ایران

عبیری، به نقش بوم‌گردی‌ها در زمان جنگ و بحران‌های ملی تاکید می کند و بوم‌گردی‌ها را «نجیب‌ترین صنف کشور» می‌نامد؛ چرا که در سخت‌ترین روزهای جنگ، زمانی که دولت‌ها مسئولیت ساماندهی مردم را بر عهده داشتند، این خانه‌های بوم‌گردی بودند که داوطلبانه و رایگان، آغوش خود را به عنوان پناهگاه امن برای مردم باز کردند. آن‌ها بدون دریافت بودجه‌های دولتی، وظایف حاکمیتی را در سطح محلی به دوش کشیدند. اما امروز که نوبت به حمایت دولت از این قشر نجیب رسیده است، پاسخ‌ها با نیازهای واقعی صنف همخوانی ندارد. این پارادوکس مهمترین نکته مطالبات بوم‌گردی‌ها در روز ملی‌شان است.

۴. تبعیض در توزیع منابع و بحران تسهیلات

نگاهی به آمارهای ارائه شده توسط عبیری، تصویری نگران‌کننده از نحوه توزیع بودجه‌های حمایتی ترسیم می‌کند. از کل اعتبارات تخصیص یافته به وزارتخانه میراث فرهنگی، ۷۵ درصد به بخش صنایع دستی هدایت شده و کل بخش گردشگری تنها سهمی ۲۵ درصدی داشته است. در این میان، سهم بوم‌گردی‌ها از منابع بانکی به رقمی نزدیک به ۳۰ میلیارد تومان محدود شده است؛ عددی که با یک حساب ساده، تنها پاسخگوی نیاز ۳۰ واحد از ۴۰۰۰ واحد کشور است. این شکاف عمیق، نشان‌دهنده آن است که بوم‌گردی‌ها در اولویت‌های اجرایی دولت جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده‌اند. به این مشکلات باید تورم لجام‌گسیخته و کاهش شدید درآمدها به دلیل بحرانهای پی در پی در جامعه، را نیز اضافه کرد که بسیاری از واحدهای بوم‌گردی را تا مرز ورشکستگی پیش برده است.

۵. مطالبات اقتصادی: از تعرفه انرژی تا کابوس وام‌ها

بوم‌گردی‌ها در مناطق محروم اشتغال ایجاد کرده و چراغ فرهنگ محلی را روشن نگه داشته‌اند، اما امروز با هزینه‌هایی دست و پنجه نرم می‌کنند که با ماهیت فعالیت آن‌ها سازگار نیست. مطالبه جدی صنف، اصلاح تعرفه حامل‌های انرژی (آب، برق و گاز) و معافیت کامل مالیاتی است. ابیری به درستی اشاره می‌کند که بوم‌گردی‌ها بدون دریافت بودجه‌های کلان فرهنگی که معمولاً بدون خروجی به نهادهای رسمی داده می‌شود، در حال احیای پوشاک، خوراک و اصالت‌های منطقه‌ای هستند.

در سوی دیگر، فشار نهادهای مالی نظیر «صندوق کارآفرینی» به یک بحران حقوقی تبدیل شده است. مدیر بوم‌گردی که به دلیل جنگ و رکود، یک سال تمام درآمدی نداشته، اکنون با شکایت و اجرا گذاشتن وثایق ملکی‌اش توسط بانک مواجه است. مطالبه بوم‌گردی‌ها ساده و انسانی است: «امهال وام‌ها». آن‌ها حداقل دو ماه مهلت می‌خواهند تا در فضای پس از بحران، دوباره کمر راست کنند. تعطیلی یک بوم‌گردی، به معنای خاموشی چراغ فرهنگ یک منطقه و شکست پروژه مهاجرت معکوس در آن روستا است.

۶. بن‌بست دیجیتال؛ وقتی اکسیژن تبلیغات قطع می‌شود

در دنیای امروز، بوم‌گردی‌های روستایی با اینترنت و فضای مجازی زنده هستند. پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، تنها ویترین رایگان آن‌ها برای معرفی زیبایی‌های ایران به دنیا بوده‌اند. محدودیت‌های اخیر اینترنت و فیلترینگ، عملاً شریان حیاتی این کسب‌وکارها را قطع کرده است. ابیری با نقدی تند به طرح‌هایی همچون «اینترنت پرو» یا اینترنت طبقاتی، می‌گوید: «وقتی مخاطب و مردم دسترسی ندارند، داشتن اینترنت اختصاصی برای مدیر بوم‌گردی چه سودی دارد؟» بازاریابی یک جاده دوطرفه است و قطع دسترسی مردم، یعنی انزوای بوم‌گردی‌ها. از سوی دیگر، رواج فیلترشکن‌ها نه تنها هزینه‌ای اضافی بر دوش روستاییان گذاشته، بلکه به ابزاری برای ناامنی و جاسوسی تبدیل شده است که امنیت روانی و اقتصادی جامعه را تهدید می‌کند.

۷. جشن ملی؛ فرصتی برای همبستگی و انتقال تجربه

علی‌رغم تمام این تلخی‌ها، رویداد ملی بوم‌گردی یک هدف والای دیگر را دنبال می‌کند: «انسجام نهادی». این جشن، محلی برای جمع شدن تنوع قومیتی ایران، با پوشش‌های رنگارنگ و زبان‌های مختلف است که تصویری از «ایرانِ زیبا» را می‌سازد. این رویداد، فضایی برای انتقال تجربه است؛ جایی که مدیران بوم‌گردی از دورافتاده‌ترین نقاط کشور، دور هم جمع می‌شوند تا تجربه‌های شکست و موفقیت خود را به اشتراک بگذارند. این زنجیره انسانی، تنها دارایی ارزشمند بوم‌گردی‌ها در برابر ناملایمات است. بنا به گفته محمد جهانشاهی، این رویدا فرصتی است برای مطالبه‌گری جمعی و تمرکز بر چالش‌هایی که اگر امروز برایشان تدبیری نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود.

نتیجه‌گیری: چراغی که نباید خاموش شود

بوم‌گردی‌های ایران، نگهبانان میراثی هستند که هیچ موزه‌ای قادر به نگهداری از آن‌ها نیست؛ آن‌ها زندگی را در رگ‌های معماری خشتی و فرهنگ‌های فراموش‌شده جاری کرده‌اند. ثبت روز ملی بوم‌گردی در تقویم، گام اول برای به رسمیت شناختن این «ارتش فرهنگی» بود، اما گام دوم و حیاتی، حمایت عملی دولت در حوزه‌های مالیاتی، بانکی و زیرساخت‌های ارتباطی است. همان‌طور که این صنف در روزهای سخت، پناهگاه مردم بود، امروز انتظار دارد دولت پناهگاهِ امنیتِ شغلی و اقتصادی آن‌ها باشد. خاموشی هر بوم‌گردی، یک فاجعه فرهنگی است که جبران آن در تاریخ گردشگری ایران ممکن نخواهد بود. بیایید اجازه ندهیم رنگین‌کمانِ اقوام ایران در کوچه‌باغ‌های بوم‌گردی، به سیاهی بنشیند.

✍🏻 مریم کاظمی زاده – خبرنگار ایتنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

روز ملی بومگردی، فرصت هم اندیشی و گذر از بحران

ITNA CLUB